على محمدى خراسانى
382
شرح كفاية الأصول (فارسى)
فصل چهارم تخطئه و تصويب معناى تخطئه آن است كه گهگاهى مجتهد در اجتهاد و استنباطش دچار اشتباه مىشود و بيراهه مىرود و خلاف واقع نظر مىدهد . معناى تصويب آن است كه هرگز مجتهد در حكم و فتوايش خطا نمىكند و هميشه مصيب است . حال در مسائل عقلى و امور مربوط به واقعيّات و حقايق خارجى كه مابازاء خارجى و مطابق واقعى دارند و وراى درك و فهم و رأى مجتهد در خارج موجودند يا در عالم واقع و نفس الامر وجود دارند و كلا در علوم عقليّه از قبيل فلسفه و كلام و رياضيّات و . . . همهء مسلمانان به اتفاق كلمه طرفدار تخطئه هستند ؛ يعنى مىگويند كه ممكن است مجتهد و صاحبنظرى در اين امور دچار اشتباه شود و محال است كه دو يا چند نفر نظرات متفاوت و متقابلى داشته باشند و همهء آنها مصيب و بر حق باشند . فى المثل در فلسفه عدّهاى حركت جوهرى اشياء مادّى را قبول دارند و جماعتى انكار مىكنند و واقع يكى از آن دو مىباشد . بنابراين رأى ديگر حتما باطل و اشتباه است ؛ و گرنه سر از اجتماع نقيضين با ارتفاع نقيضين و مانند آن درمىآورد . يا مثلا در رياضيّات يكى مىگويد كه چهار به توان چهار ، شانزده مىشود و ديگرى مخالف اين مطلب باشد كه قطعا يك نظريّه خطاست . يا در علم كلام عدّهاى صفات خداوند را عين ذات او مىدانند و عدّهاى صفات الهى را زائد بر ذات او مىدانند و قطعا يكى از آن دو صدق و حق و مطابق واقع است و ديگرى باطل و كذب محض است و محال است كه در خارج هم صفات الهى عين ذات او باشند و هم زائد بر ذات يا نه اين باشد و نه آن . انّما الكلام در مسائل شرعى و اعتبارى است كه چندين مجتهد در هر عصر يا هركدام